ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

32

مازندران و استرآباد ( فارسى )

انتخاب مىكنند در صورت امكان راه شنى كنار درياست . اما راهنماهاى با تجربه لازم است كه مسير رودخانه‌هاى متعددى را كه پر از ريگ روان است نشان بدهند . اگر اين عدهء زياد رودخانه‌ها را درست در نظر بگيريم مىتوان حدس زد كه عبور از آنها تا چه اندازه خستگى و زحمت دارد . اكنون شرحى را كه فريزر راجع به خطوط ارتباط مازندران نوشته است نقل ميكنيم : « از لحاظ نظامى بدون ترديد من هيچوقت سرزمينى بدتر و غير قابل نفوذتر از اين ايالت نديده‌ام و نميتوانم تصور كنم كه راه يعنى جادهء ساخته شده در آنجا اصلا وجود داشته باشد ، غير از راه سنگى كه در گذشته بفرمان شاه عباس ساخته شده . اين راه نيز مستور از جنگل و متروك شده است و براى عبور از آن راهنما لازم خواهد بود و حتى پس از اكتشاف باز براى مقاصد نظامى مفيد نيست زيرا چاله و فرورفتگى بسيار دارد و چون جنگل‌هاى غير قابل عبور از اطراف آن را احاطه كرده براى كمين و حركات ناگهانى دشمن وسيله پوشش فراهم ميسازد . » « 1 » اما بكوره راههاى اين سرزمين كسى جز اهالى آنجا نمىتواند پى ببرد . زيرا مانند حصارى ضخيم و ديوارى از درختان خاردار و شمشاد است كه با پيچك صحرايى سخت بهم پيوسته‌اند و همچنين گياههاى خزنده ديگرى كه از تنه درختان بالا رفته از رأس آنها نيز ميگذرد . اين حصارها با ضخامتى زياد غالبا تا سيمترى كنار آب مىرسيد و منتهى به باتلاق‌ها و جنگلهايى كه شرح داده‌ام مىشود هيچ ذى شعورى نبايد قصد گذشتن از ميان آنها بكند ، ولى افراد بلد بومى شكافى را كه مانند سوراخ خرگوش است از ميان حصار يافته و از آنجا راهى نشان ميدهند كه ابتدا چندان آشكار نيست و مثل مارى در ميان بيشه‌ها پيش رفته و رفته‌رفته پهناى

--> ( 1 ) - سفرنامهء فريزر ، ص 48 .